تبليغاتX
دختر شب -

 

دیروز عصر رفتیم بیرون و بعد از شام رفتیم خونۀ عزیز ، دایی در رو باز کرد ولی عزیز خواب بود یه کم صحبت کردیم و تلویزیون نگاه کردیم . دایی روانشناسی خونده . من فکر میکردم توی این مدت اعتماد به نفسم کم شده ولی دیشب که با دایی صحبت میکردم یه چیزی بهم گفت که به خودم امیدوار شدم . بهم گفت که اگه از 0 تا 20 بشه به اعتماد به نفس افراد نمره داد ، تو حتی 20 رو هم رد کردی و بالاتر رفتی . بهم گفت اعتماد به نفس فوق العاده ای داری .!!! خلاصه خوشحالم کرد . ساعت 3 اومدیم خونه و منم فقط کتاب خوندم و آهنگ گوش کردم تا صبح . صبح خوابیدم  عصر بود که بیدار شدم دیدیم صدای شلوغی از خونمون میاد میخواستم حاضر بشم برم بیرون که دیگه مهمونا ( خاله و پسرخاله و خانمش ) رفتن ، بعدش منم رفتم واسه مامان یه کم خرید کردم و کارت اینترنت بخرم ولی متاسفانه نداشت و بازم مجبورم شدم با شبکۀ هوشمند کانکت بشم .

دیروز توی کتاب به سوی کامیابی مطلبی رو خوندم که توی روحیه ام تاثیر داشت به خاطر همین تصمیم گرفتم این مطلب رو توی وبلاگم بذارم که هیچ وقت یادم نره ...

 

در یک تجربه علمی از صد نفر دانشجوی پزشکی خواسته شد که اثر دو دارو را بر روی خود آزمایش کنند . یکی از این داروها کپسول قرمز رنگی بود که به عنوان داروی بسیار محرک و ضد افسردگی قوی معرفی شد . داروی دیگر کپسول های آبی رنگی بود که به عنوان داروی بسیار آرام بخش و ضد التهاب معرفی گردید . امّا بدون اینکه کسی بداند داروهای داخل کپسول ها را بر عکس ریخته بودند ، یعنی کپسول های قرمز رنگ حاوی داروی آروم بخش و کپسول های آبی رنگ حاوی داروی محرک بود . با این حال در نیمی از دانشجویان آثار جسمی که ظاهر شد مطابق انتظار آنان بود . یعنی داروی محرک مانند داروی آرام بخش اثر کرده بود و بر عکس !!به این دانشجویان داروی واقعی داده شده بود نه داروی بی اثر . امّا ایمان آنها اثر شیمیای دارو را در بدن آنان از بین برده و حتی برعکس کرده بود . دکتر بیچر بعدها اظهار داشت " تاثیر دارو تنها ناشی از خواص شیمیای آن نیست ، بلکه اعتقاد بیمار به اثر بخشی و مفید بودن دارو نیز عامل بسیار مهمی است . "

 

« مصرف دارو همیشه لازم نیست ، امّا ایمان به مؤثر بودن معالجه همیشه لازم است .» نرمان کازینر  

 

« بیماری و سلامت ، بدبختی و سعادت ، و فقر و غنا ساختۀ ذهن ماست » ادموند اسپنسر

 

 

 

منم اگه حس میکنم که بیمارم فقط زادۀ ذهن خودمه ، میخوام این بیماری رو واسۀ همیشه از ذهن و فکرم پاکش کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 4:24  توسط دختر شب  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.