|
|
|
|
|
خدایا یعنی میشه یه روزی برسه که دیگه این جور غصه ها سراغم نیاد و بشم همون دختری که 2 سال پیش بودم ... حتی دردهای اون موقع هم برام شیرین بود ...ولی حتی خوشحالی های الآن برام اشک آورن .... آخه یه نفر چقدر میتونه صبر داشته باشه .... صبر منم دیگه تموم شده ..... توی این مدت اینقدر تغییر کردم که نه تنها برای خانواده ام حتی برای خودم غریبه ام .... ای کاش همه چیز بر می گشت به همون وضعیت 2 سال قبل ... ای کاش ... ![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 0:30 توسط دختر شب
|
|
||