تبليغاتX
دختر شب -
سلام
دیروز اومدم کلی مطلب اینجا نوشتم ولی وقتی ثبت مطلب رو زدم همۀ مطالب یه دفعه پرید و خیلی ضد حال شد و دیگه حوصله نداشتم دوباره تایپ کنم ... دیگه هم فرصت نشد تا الآن .... دو شب پیش شب ِسرنوشت سازی بود !!! طبق معمول با عزیزکم میچتیدم که یه دفعه حرف از جدایی بینمون اومد .... هم من ناراحت شدم و هم عزیزکم ، چون جدایی از هم برامون سخته .. با این که میدونستیم یه روز باید از هم جدا بشیم ولی بازم به دوستیمون با هم ادامه میدادیم و این نشون دهندۀ علاقۀ بیش از حدمون نسبت به هم دیگه است اون روز به پیشنهاد عزیزکم رفتیم نماز صبح بخونیم که از لحاظ روحی حالمون بهتر بشه ... سر سجادم یه دفعه بغضم پیش خالق خودم ترکید و از خدا عزیزکم را با تمام وجودم خواستم ... بعد از نماز دوباره با هم حرف زدیم و دوتایی به یه نتیجه ایی رسیدیم که تو خواب فقط باید میدیدم و اون نتیجه این بود که در آینده با هم ازدواج کنیم  !!! عزیزکم گفته برای این که از جهت خانوادش مورد تایید قرار بگیرم باید چادر سرم کنم !!! با این که خیلی سختمه ولی به خاطر علاقه و عشقمون قبول کردم ...
من و عزیزکم از هر جهت که فکرش رو بکنید با هم تفاهم داریم به جز سن !! من و اون تفاوت سنی زیادی داریم ....... نمیدونم چرا باید ما دو تا که تا این حد از هم فاصله سنی داریم عاشق هم بشیم !! به نظر شما تفاوت سنی چقدر توی ازدواج تاثیر داره ؟ با این که از لحاظ سنی از من خیلی کوچیکتره ولی درک و شعور خیلی بالایی داره به حدی که من خودم گاهی متعجب میشم !!!
دو شبه که با هم حرف نزدیم و بینهایت دلتنگش شدم ای کاش زودتر میومد ........
امروز هم از صبح رفتیم جهازبرون دختر خالم چندتا از فامیل ها هم اومده بودن که همگی با کمک هم جهیزیه رو چیدیم که خیلی خونش شیک و باکلاس شد ، غروب هم بابا اومد دنبالمون ، کوچه و خیابون محله مون را اینقدر چراغونی و باحال کرده بودن که آدم با تمام وجودش حس میکرد که جشن بزرگی برگزاره توی این شب عزیز امیدوارم امام ولی عصر(عج) یادشون نره که عیدیه ما رو هم بدهند
دیروز ظهر همون خواستگاره که هم محلمون هست به خونمون زنگید ...باباش با بابابم صحبت کرد و بابام توی رودربایستی قبول کرد که بیان خونمون واسه خواهرم ... ولی بعد از اون صحبت تلفنی بابا حسابی از لحاظ روحی به هم ریخته شد نمیدونم بابا انگار فکر میکنه که اگه دختراش مزدوج بشن واسه همیشه ازش جدا میشن !!!
امیدوارم همۀ جوونا خوشبخت بشن ... آمین !!
بای بای
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:35  توسط دختر شب  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.