|
|
|
|
|
سلاام !!
دیروز بعد از اینکه پستم رو زدم رفتم که به اصطلاح بخوابم .. ولی فقط کابوس دیدم امشب هم با عزیزکم دوباره کلی حرف زدم عزیزکم میگه که فقط یه کاری میتونه باهات داشته باشه و اونم اینه که دوستیش رو باهات از سر بگیره ...بعد از این حرفم حس کردم که ناراحت شد ... البته حق داره اگه اون هم همچین ماجرایی رو برام تعریف میکرد منم ناراحت میشدم ...خلاصه خدا آخر و عاقبت ما رو با این آقای گلزار ختم به خیر کنه یه لحظه یاد تمام لحظه های خوشم با "گلزار " میفتم و دلم براش بینهایت تنگ میشه
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:2 توسط دختر شب
|
|
||